سرقت يا همان برداشتن مال غير در جامعه افزايش يافته است. سرقت اموال مردم و اموال عمومي. سرقت تنها بردن مال مردم نيست، سارقان بيرحم گاهي جان مردم را براي اندکي مال ميگيرند؛ گوشي موبايل، موتورسيکلت، خودرو و… ، سارقان حرفهاي و مسلح حتي شبانه وارد منازل ميشوند و با تهديد زنان و کودکان به کشتن، اموال ارزشمند را به سرقت ميبرند. اما سارقان پنهاني هم در جامعه وجود دارند که به شيوههاي ديگر سرقت ميکنند. سرقت عوامل مختلفي دارد؛ فقر، بيکاري، اعتياد، ضعف قانون و… سرقت تنها از روي نياز نيست و گاهي سرقت با خشونت و زور اسلحه است و سارقان، سرقت را به عنوان يک حرفه انتخاب کردهاند. سرقت تنها کار دله دزدان معتاد و بيکار نيست، بلکه برخي مديران هم از اموال بيتالمال سرقت ميکنند. سرقت در همه اديان و فرهنگها امري زشت و مذموم است. در اسلام دزدي گاهي محاربه است و جرمش قطع دست و حتي اعدام دزد است، در فرهنگ ايراني و خاصه بلوچ، دزدي از زشتترين کارهاست. امروز هر ايراني از وجود سارقان زياد در جامعه احساس شرمندگي ميکند، آن هم در کشوري ثروتمند و از اينکه معضل سرقت سير صعودي دارد نگران هستند. منابع رسمي آمار دقيقي از سرقت در جامعه نميدهند، اما مردم که سارقان امنيت جان و مالشان را به خطر انداختهاند، خوب ميدانند که دزدي افزايش يافته است. گفتههاي سخنگوي فراجا در مورد سرقت هم قابل تأمل است؛ «هزينه نگهداري سارقان در زندان ماهي 10 ميليون تومان است و هزينه پيشگيري 5 ميليون تومان»، شايد به همين خاطر است که سارقان خرد از زندان و قانون هراسي ندارند. جالب است هزينه نگهداري سارق 10 ميليون و حقوق يک معلم که وظيفه تعليم و تربيت را دارد کمتر از اين مبلغ است. سرقت مانند اعتياد، سن و جنس نميشناسد، در سرقت هم تنها سارق مقصر نيست، وقتي در جامعه فقر، بيکاري و فاصله طبقاتي، و ديگر عواملي که موجب سرقت ميشوند زياد ميشوند، نبايد انتظار داشت مردم پايبند اخلاق و اصول انساني باشند، و دست به سرقت نزنند. اين يادداشت به معناي تاييد و توجيه سرقت نيست بلکه منظور شناسايي عوامل موثر در افزايش اين مساله اجتماعي است.
مسیرنوآوران